پرونده جنجالي دختر دانشجويي كه در جريان دفاع از شرافت خود پسر ۲۲ ساله اي را به قتل رسانده بود ، با آزادي او از زندان براي هميشه بسته شد.
عقربه هاي ساعت، ۹ و ۴۵ دقيقه شب ۱۳ دي سال ۸۳ را نشان مي داد كه مردي هراسان و مضطرب با مركز فوريت هاي پليسي ۱۱۰ رشت تماس گرفت و از قتل پسر ۲۲ ساله اش خبر داد. پس از اين تماس گروهي از كارآگاهان جنايي رشت همراه بازپرس كشيك قتل در محل جنايت حاضر شدند. در نخستين بررسي ها مشخص شد، مقتول يك ورزشكار بوده است. او روز حادثه در خانه تنها بود كه براثر اصابت ضربه هاي كارد به بدنش به قتل رسيد. در حالي كه دست هايش نيز با طناب پلاستيكي به هم بسته شده بود. كارآگاهان در ادامه بازرسي و جست وجو در قربانگاه ، يك كارد دسته مشكي آغشته به خون، پيدا كردند. شواهد نيز نشان مي داد هيچ سرقتي از محل حادثه صورت نگرفته و مهدي با انگيزه اي ديگر به قتل رسيده است.
روي موزائيك ها در ۸ نقطه ردپاي فردي لاغر اندام به چشم مي خورد. بدين ترتيب با كشف نخستين سرنخ ها دستور انتقال جنازه به پزشكي قانوني صادر شد. از سوي ديگر پدر مقتول در بازجويي ها به بازپرس جنايي گفت: روز حادثه براي انجام كاري به تهران رفته بودم. شب وقتي به خانه باز گشتم هرچه زنگ را زدم كسي جواب نداد. دلشوره عجيبي به جانم افتاده بود. دلم مي خواست هر چه زودتر در را باز كنم. با كمك همسايه ها در را باز كرده و وارد خانه شديم. اما به محض ورود در كمال ناباوري با پيكر بي جان پسرم كه كف اتاق افتاده بود مواجه شدم. باورم نمي شد، فرزندم كشته شده. به سختي خود را به تلفن رسانده و موضوع را به پليس ۱۱۰ اطلاع دادم.
خواهر مقتول نيز در بازجويي ها گفت: ساعت ۱۱ و ۱۵ دقيقه بود كه از مدرسه به خانه رسيدم. كمي نشستم و بعد با نامزد برادرم ناهار را آماده كرديم. هنگام خوردن غذا متوجه تلفن هاي مشكوك برادرم شدم. تا اين كه آخرين بار پس از به صدا درآمدن زنگ تلفن برادرم به اتاق رفت و با فرد ناشناسي صحبت كرد. بعد از رفتن نامزد برادرم به دانشگاه، من هم خوابيدم.
برادرم ساعت ۳ و ۱۵ دقيقه عصر بيدارم كرد و گفت: پسر عمه ام مي خواهد همراه چند ميهمان خارجي به خانه ما بيايد. بعد هم مرا به خانه دوستم فرستاد و ديگر برادرم را نديدم. فقط ساعت ۵ و ۳۰ دقيقه يك تماس تلفني با او داشتم كه گفت ميهمان ها يك ساعت ديگر مي رسند. پدر مقتول در ادامه تجسس ها، چند آشنا را به عنوان مظنون معرفي كرد. رئيس دايره مبارزه با جرايم جنايي استان گيلان نيز با توجه به حساسيت پرونده مسئول رسيدگي ويژه به پرونده شد.
پسر عمه قرباني، يكي از آخرين ديدار كنندگان با مقتول بود در روز جنايت هم در تحقيقات گفت: يكشنبه با شريك خود از آستارا به رشت آمديم تا رايانه بخريم. حدود ساعت ۳ بعد ازظهر به رشت رسيديم. با تلفن همراه شريكم با مقتول تماس گرفتم. مقابل خانه دايي بوديم كه مقتول با لباس راحتي جلوي در آمد و گفت، نامزدش در خانه است به همين خاطر ما را به خانه دعوت نكرد. ما هم پس از خداحافظي از آنجا رفتيم. تا اين كه خبر رسيد پسر دايي ام كشته شده است.
۲۴ ساعت از جنايت مي گذشت و هيچ سرنخي از ماجرا در دست نبود. مأموران در حال تحقيق از مظنونان بودند كه يك راننده تاكسي سراسيمه به سراغ مأموران پليس جنايي رفت و با ارائه اطلاعات جديد اين مرد رسيدگي به پرونده قتل وارد مرحله تازه اي شد.
او در اظهاراتش گفت: امروز تازه به محل كارم رسيده بودم كه دوستانم خبر دادند اين جوان در خانه اش به قتل رسيده است. خيلي ناراحت شدم و حالا اينجا آمده ام تا شايد بتوانم براي دستگيري قاتل كمك كنم. وي ادامه داد: عصر روز حادثه مقتول با مركز تاكسي تلفني تماس گرفت و ماشين خواست. بنا براين به خانه پدرش كه مردي متشخص است رفتم. مقتول از من خواست به خوابگاه دانشجويان بروم و دختري را به خانه شان بياورم.
همان موقع مقتول با تلفن همراه دختر مورد نظر تماس گرفت و گفت ساعت چهار تاكسي به خوابگاه مي رسد . از مقتول خداحافظي كرده و خودم را به خوابگاه رساندم. دختري كه حدود ۲۲ ساله به نظر مي رسيد سوار ماشين شد. ساعت ۴ و ۳۰ دقيقه عصر به خانه مقتول رسيدم. بعد هم كرايه ام را گرفتم و خداحافظي كردم.
كارآگاهان با سرنخ هايي كه راننده تاكسي در اختيارشان قرار داده بود خيلي زود دختر دانشجو را شناسايي و دستگير كردند.
اين دختر پس از دستگيري به قتل اعتراف كرد. وي كه بشدت گريه مي كرد گفت: همه بدبختي هاي من با يك دوستي اينترنتي و خياباني آغاز شد. حدود يك ماه از آشنايي مان مي گذشت و مقتول بشدت به من علاقه مند شده بود و مي گفت: حاضر است دنيا را به پايم بريزد. من هم فريب سادگي و نگاه هايش را خوردم.
وي هرگز نگفته بود نامزد دارد و اگر اين مسأله را زودتر مي فهميدم هرگز اين حادثه اتفاق نمي افتاد. او برخي روزها با ماشين به دنبالم مي آمد و گاهي هم هنگام گشت زدن در شهر با هم صحبت مي كرديم. او روز حادثه از من خواست همراهش به خانه يكي از دوستان متأهلش برويم تا با او و همسرش آشنا شوم. اما وقتي غروب ۱۳ دي به ساختمان مورد نظر رفتم تازه فهميدم دروغ گفته ومرا به خانه پدرش كشانده است. با دلشوره كنار پنجره نشسته و سرگرم تماشاي آلبوم عكس هاي وي شدم. كه او به اتاق خواب رفت و رفتارهاي غير عادي از خود نشان داد. باورم نمي شد مردي كه مي خواست با من ازدواج كند و مرا به اوج آرزوهايم برساند آنگونه سعي داشت من اسير وسوسه هاي شيطاني اش شوم. لباس فرم دانشگاه به تن داشتم و تلاش كردم از آن خانه خارج شوم اما مقتول نزديك در ايستاده و مانع خروجم شد.
حركات و رفتارش عصباني ام كرده بود. مي دانستم اگر غفلت كنم عفت و شرافتم لكه دار مي شود. مقتول تا به طرفم حمله كرد چاقويي را كه هميشه با خود حمل مي كردم بيرون كشيده و به بدنش كوبيدم.
وي ادامه داد: به هيچ وجه قصد كشتن او را نداشتم و فقط از ناموس و شرافتم دفاع كردم. بعد از مرگ وي به شدت شوكه شده بودم. چاقو را همانجا رها كرده و با جوراب خون آلود تا در ورودي رفتم. كفشم را پا كرده و خارج شدم.
به دنبال تكميل تجسس ها و بازسازي صحنه جنايت، رسيدگي به اين پرونده در شعبه ۱۰ دادگاه عمومي وقت رشت آغاز شد. پدر مقتول در دادگاه گفت: از آنجا كه دختر متوجه شده بود پسرش نامزد كرده است به خاطر شكست در عشق و كينه اي كه از او به دل گرفته مرتكب جنايت شده است بنابراين برايش تقاضاي اشد مجازات كرد.
ماجراي اين پرونده پس از تشكيل در دادسرا در شعبه ۱۰۵ دادگاه عمومي جزايي رشت از سر گرفته شد و دختر دانشجو ۱۶ مرداد ۸۴ به اتهام قتل به قصاص و به خاطر خلوت كردن با مرد نامحرم به ۱۵ ضربه شلاق محكوم شد. با اعتراض وكيل مدافع اين دختر به حكم صادره، پرونده به شعبه ۲۶ ديوان عالي كشور رفت و در آنجا حكم نقض شد. سپس پرونده ۱۱ دي ۸۴ به شعبه ۱۰۷ دادگاه عمومي جزايي رشت فرستاده شد. ۲۵ خرداد سال گذشته قاضي اين شعبه ادعاي دفاع از ناموس دختر دانشجو را رد و بار ديگر او را به مرگ محكوم كرد كه اين حكم باز هم با اعتراض وكيل مدافع متهم روبه رو شد. بدين ترتيب هيأت عمومي ديوان عالي كشور، نشست ويژه اي برگزار كرد. قضات سرانجام براساس ماده هاي ۶۱ ، ۶۲۵ و ۶۲۷ قانون مجازات اسلامي و همچنين بند «الف» ماده ۶۲۹ همين قانون، مدارك موجود در پرونده ـ از جمله جوابيه پزشكي قانوني و تحقيق جامع پليس جنايي ـ تأكيد كردند اين دختر در دفاع از ناموس خود و رهايي از چنگ مقتول ، چاره اي جز استفاده از كارد نداشته است. براين اساس، رأي شعبه ۲۶ ديوان عالي كشور مبني بر رهايي دختر ۲۰ ساله از جنبه مجازات آدمكشي تأييدشد. با صدور حكم تبرئه، دختر دانشجو از زندان آزاد شد.
ما را در سایت کودک یک عروسک جنسی (از نظر متجاوزان) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 209